|
اجتماعي - علمي - طنز
|
تجربه
آدم همیشه یه جور فکر نمیکنه !
4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده !
5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه !
6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همة پدرها باهوشتره !
8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه !
10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت .
12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه ... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد .
14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمّله .
16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه، گفتم باز اون گوش مفتي گير آورده .
18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .
21 ساله كه بودم پناه بر خدا، بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه !
25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه، زياد با اين قضيه سر و كار داشته .
30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .
40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .
50 ساله كه شدم ...
حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش دربارة همه چيز حرف بزنم !
اما افسوس كه قدرشو ندونستم ...
...خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !
وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز
و دویدن که آموختی ، پرواز را !
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شوند
و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو میافزایند .
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی، دیر !
و پرواز را یاد بگیر، نه برای اینکه از زمین جدا باشی،
برای آن که به اندازهی زمین تا آسمان گسترده شوی .
من راه رفتن را از سنگ آموختم ، دویدن را از کرم خاکی و پرواز را از درخت !
بادها از رفتن به من چیزی نگفتند ،
زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند !
پلنگان، دویدن را یادم ندادند
زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند !
پرندگان پرواز را به من نیاموختند،
زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند !
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت !
کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید !
و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست !
آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت !
وقتی در دریای زندگی سفر میکنی ، از طوفان ها و امواج نترس ؛
بگذار تا از تو بگذرند !
تو فقط به سفرت ادامه بده و استقامت داشته باش .
همیشه به خاطر داشته باش که دریای آرام، ناخدای با تجربه و ماهر نمیسازد .
جایی در قلب هر انسان وجود دارد که در آن افکار تبدیل به آرزو میشوند و آرزوها به اهداف .
جایی که در آن هر غیر ممکنی ؛ ممکن می شود .
تنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم .
چند چیز است که برای یک زندگی شاد و موفق به آن نیاز داریم :
اعتقادات ، اهداف ، آرزوها، عشق، خانواده و دوستان
و از همه مهم تر اعتماد به نفس ؛
خودت را باور داشته باش !
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند ، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.
انسان عاشق زیبایی نمی شود. بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!
اگر داشته های زندگی خود را شمارش کنید، مجالی برای شمارش نداشته های زندگی خود نخواهید یافت.
در زندگی بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه می کوبی ابر باش تا منتظرت باشن که بباری.
انسان های بزرگ دو دل دارند: دلی که درد می کشد و پنهان است ، دلی که میخندد و آشکار است.
هیچ وقت نگو وقت نداری. به تو همان مقدار زمان داده شده که به هلن کلر ، لئوناردو داوینچی ، توماس جفرسون و آلبرت انیشتین.
عشق مانند نواختن پیانو است. ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری، سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.
دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.
عشق در لحظه پدید می آید. دوست داشتن در امتداد زمان. و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود.
زندگی هدیه خداست به تو، طرز زندگی کردن تو هدیه توست به خدا.
دنیا دو روز است. آن روز که با تو نیست صبور باش وآن روز که با توست مغرور نباش زیرا هر دو پایان پذیر است.
تبسم بدون اینكه دهنده اش را فقیر كند گیرنده اش را ثروتمند می كند